نوشته دانش روانشناسی و ارتباط آن با ساير علوم اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>دوره ای که علم هنوز به یقین نرسیده بود، اسطوره ها بر ذهن بشر سیطره داشتند. در اکثر اسطوره ها یک زمان سر آغاز وجود دارد. زمانی که انسان بهشتی بود. زمین و آسمان یکی بود. ایزدان با آدمیان آمیزش داشتند و انسان ها می توانستند با بالا رفتن از کوه، درخت، گیاه خزنده یا نردبان یا حتی بر بال پرندگان به آسمان روند. انسان فنا ناپذیر بود، آزادی داشت و با حیوانات سخن می گفت. کاری که شمن های اقوام نانویسا و عرفای این عصر در حالت خاصی دوباره به آن باز می گردند.
بر اثر حادثه ای اسرار آمیز انسان هبوط کرد و بین زمین و آسمان یا انسان و بهشت فاصله افتاد. اسطوره ی بهشت به این ترتیب یکی از وجوه مشترک انسان هاست، از اقوام نانویسا تا قرن ما.
اقوام نانویسا، اقوامی بودند که در سیر فرهنگی خود به کتابت دست نیافته بودند. جوامعی که فقط خود را می شناسند و خود را حرمت می نهند.
سی قرن پیش از شروع عصر مسیحی، هنگامی که نیاکان اروپائیان و آمریکاییان کنونی در عرصه فرهنگ مقامی والاتر از بومیان استرالیایی معاصر نداشتند ساکنان دره رود زرد از تمدنی پیچیده برخوردار بودند. کونگ فوتزه ( استاد) یا به گویش زبان های غربی کنفوسیوس، حکیم نیکوکار، دادگر، فروتن، ، پاک دل و دلیر از اولین انسان هایی که خردمندی پیشه کرد و اولین جرقه های دانش را هویدا ساخت. وی 551 تا 479 قبل از میلاد می زیست.
تقریبا مقارن با این خرد ورزی ها در چین، در سویی دیگر از گیتی، در یونان، اندیشمندان حرکت فلسفی خود و جدایی از اسطوره را آغاز می کنند. طالس میلتوسی نظریه خود را ارائه می دهد : منشاء همه چیز آب است.
به نظر بارنت – یونان شناس – اگر قواعد ساده ی اندازه گیری کشتزارها و هرم ها را علم بخوانیم، باید بگوئیم که مصریان علم داشتند و علم آنان به ایونی راه یافت، ولی اگر علم را در آن معنی که کوپرنیک و گالیله و کپلر و لایپنیتس و نیوتن به کار می بردند بگیریم، باید بگوئیم که در مصر و بابل اثری از علم نیست و ریشه ی آن در یونان است.
پایان علم یونانی، آغاز علم جدید است. علم از عصر تالس شروع شده و به عصر حاضر رسیده است. انسان خردمند در یونان ظاهر شد.
سقراط نخستین کسی است که خرد را برترین نیروی هستی شمرد و خود به راهنمایی خرد زیست و مرد. همه سنت ها و شرایع را مردود دانست و بر آن شد که مقدسات اجتماعی، برکنار از خرد بی اعتبارند. اعدام سقراط اعتراض جامعه ی کهن بود بر ظهور و رشد فردگرایی.
پس از سقراط در اثر شکست یونان از ایران و شکست شهرستان اسپارت در جنگ پلوپونسوس، نظام کهن در هم شکست و عصر شهر دولت های یونانی سرآمد. جامعه ی یونانی دچار هرج و مرج شد و فساد و تباهی در آن راه یافت و همه ی روابط و ضوابط سستی گرفتند.
در برابر این تحرک اجتماعی، واکنشی رخ داد. مظهر این واکنش افلاطون بود. از خاندانی اشرافی برخاست و موافق سنت ها پرورده شد و به اقتضای زندگی اشرافی خود، بیگانگان و نوآوری های ایشان را تحقیر کرد. آنچه او می خواست، نژاده سالاری یا حکومت اشراف Aristocracy بود. این نظام با تجدد و روشن اندیشی بشریت مخالف بود.

ارسطو اندیشه ی انسان اجتماعی را بنا نهاد و معتقد شد که انسان ها ذاتا اجتماعی هستند و برای حراست از این اجتماعی بودن دولت را بنیاد گزاردند.
با تسلط رومیان بر یونان، آشوب ها و بیدادها و ناروائی ها، جامعه را به بدبینی و نومیدی کشانیدند. فرهنگ یونانی رومیان به تیرگی گرایید. متفکران از عمل اجتماعی کناره گرفتند و به جهان نظری بسنده کردند. فلسفه از مسائل لاهوتی و طبیعی بیگانه شد و به مسائل اجتماعی پرداخت. سه نظام اخلاقی بزرگ، نظام رواقی، نظام اپیکوروسی و نظام کلبی نجات انسان را در گوشه گیری و ترک دنیا یافتند.
اما آئین دیگری پیدا شد که از سایر آئین ها پیش افتاد و آن آئین مسیحیت بود. آئین مسیحیت از یک سو با وعده خلود اخروی، مردم فروافتاده را جلب می کرد و از سوی دیگر با تحقیر عقل و شک، کسانی را که از تجدد و تحول جامعه ملول بودند به سوی خود می کشاند.
بعد از مسیحیت دانش و اندیشه بسیار محدود شد. افرادی مثل لوکرسیوس ( شاعر و اندیشمند رومی ) نظریه هایی ارائه دادند و در پایان معتقد شدند که دین علت اساسی بینوایی انسان هاست.
در کل هزار سال تاریکی حکومت مسیحیت بر اروپا دانش چندان بسط و گسترشی پیدا نکرد. اندیشمندان انگشت شماری هم پیدا شدند، که از آبا کلیسا بودند و اندیشه هایشان ریشه در مسیحیت داشت. پولس ( Paul ) قدیس، آگوستین و توماس آکونیاس از جمله این افراد بودند.
تقریبا از قرن اول مسیحی تا قرن سیزدهم، فروغ هیچ اندیشه ای جهان غرب را روشن نکرد. این دوره، دوره ی درخشش اندیشه ی شرق بود. ظهور اسلام و اندیشمندانی چون ابن خلدون باعث شد که فروغ اندیشه به یکباره در جهان خاموش نشود و شعله هایی گاه به گاه زمینه را برای آغاز عصر دانش در جهان آماده سازد.
از قرن سیزدهم میلادی آرام آرام خرد و اندیشه ورزی بیدار می شود. پییر دوبوا (1321-1255)، دانته آلیگیری (1321-1265)، مارسیگ لیو ( 1343-1290) زمینه سازان رنسانس علمی در اروپا و سپس اندیشمندان رنسانس، نیکولو ماکیاولی ( 1527-1469)، فرانسیس بیکن ( 1626-1561) مارتین لوتر، کپرنیک ( 1543-1473)، کپلر ( 1630-1571)، گالیله ( 1642-1564) و نیوتن، اسپینوزا، جان لاک (1704-1632)، منتسکیو ( 1775- 1689) و بالاخره هگل ( 1831- 1770) همه و همه زمینه را آماده کردند تا در سال 1879، ویلهلم وونت در شهر لایپزیک آلمان آزمایشگاهی تاسیس کند و دانش روانشناسی به صورت رسمی به دنیا بیاید.
واژه ای که به نام « روانشناسی » برای شناساندن علم مطالعه و بررسی رفتار رواج یافته، ترجمه ی لغت پسیکولوژی می باشد که در اصل از دو کلمه یونانی پسیکه به معنی روح و روان و لوگوس به مفهوم تحقیق و بیان مشتق شده است. پسیکه مفاهیم متعدد دارد. برخی آن را به معنای روح و بعضی دیگر روان تفسیر نموده اند. این کلمه نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم بوده که در ابتدا زندگی بشری و فناپذیر داشته، بعدا در زمره خدایان در آمده و جاودان گردید.
کیفیت روح یا روان نیز ناشی از افسانه ی جاودانی پسیکه می باشد. بنا بر کیفیت فوق تردیدی نیست که دانش روانشناسی دارای تاریخچه ی طولانی فلسفی و باستانی است و آغاز آن از زمان شناخت به وسیله خودش و آشنایی او به کیفیات و حالات رفتاری خود و نسبت به محیط و اجزا ی سازنده ی آن می باشد. این تاریخچه جنبه ی کاملا فلسفی داشته و شرایط یک علم تجربی را نداشت زیرا روانشناسی دانش نوین و جوانی می باشد و تنها از اواخر قرن نوزدهم به صورت یک علم تجربی به منظور مطالعه علمی رفتار در آمد. از این جهت علیرغم گذشته ی فلسفی و باستانی بسیار طولانی، تاریخچه ی علمی بسیار کوتاهی دارد. با تمام این ها در این مدت کوتاه گام های بسیار مهمی در زمینه ی اشاعه ی مبادی علمی آن برداشته شده بطوریکه امروزه یکی از مهمترین و قابل توجه ترین علوم بشری می باشد.
بررسی گذشته ی فلسفی و باستانی روانشناسی به سبب اهمیت آن در پیشرفت علمی روانشناسی الزامی است و به همین جهت اشاره مختصری به آن ضروری می نماید.
بشر به منظور شناخت خود و کیفیت زندگی از زمانی که قدرت تفکر منطقی یافت به فعالیت پرداخت ولی از آنجا که حدود دانش او محدود بود توصیف وابستگی حوادث و رویدادها را در قالب عوامل و علل مرموز و ماورایی توجیه می نمود. مثلا تصور می کرد خدایان فعالیت های طبیعی ( رعد و برق و طوفان و باران و غیره ) را هدایت می کنند و به این ترتیب نیروها و قدرت های درونی بشر را از طریق تاثیر قدرت « ارواح » تفسیر می کرد.
این ارواح نیز از جانب خدایان به درون کالبدها حلول می کردند و پدیده ی حیات و زندگی و تحرک و بطور خلاصه آنچه بستگی به زیستن داشت به وجود می آوردند. مفارقت و جدایی آنها از کالبد سبب مرگ و نیستی می گردید. این طرز تلقی و توجیه همان اعتقاد به عالم روح بود که قرون متمادی تفکر آدمی را به خود انحصار داد. تنها در برهه ای از تاریخ این گونه تفکرات جنبه ی منطقی و تا حدودی علمی به خود گرفت و آن نیز در زمان نوابغ یونانی مانند افلاطون و ارسطو بود که با در گذشت آنان این جهش علمی نیز به زوال گرایید.
بعد از زوال اندیشه و حکمت یونانی، فلسفه و خرد نیز به خاموشی گرایید تا اینکه دکارت ( 1650-1596) دوباره تفسیری از دوگانگی روح و جسم ارائه داد و روانشناسی ماقبل تجربی را – البته بعد از ارسطو – بنیاد نهاد.
اسپینوزا (1677-1632)، لایبنیتز (1716-1646)، توماس هابز (1679- 1588)، جان لاک (1740-1632)، دیوید هیوم (1776 -1711) و جیمزمیل ( 1839-1773) همه و همه نظراتی در خصوص جسم و روان انسان و شیوه های تفکر او و همچنین شیوه های ارتباط فرد با محیط ارائه دادند. اما در تجربی کردن روانشناسی، دانشمندان آلمانی بیشترین سهم را داشتند.
روانشناسی تجربی در آلمان از سال 1879 یعنی زمانیکه ویلهلم وونت اولین آزمایشگاه رسمی روانشناسی را در لایپزیک گشود آغاز گردید. توجه وونت بیشتر معطوف به آزمایش در زمینه ی فعالیت آگاهی و هشیاری شد. گرچه برخی از نوشته های او جنبه ی تخیلی دارند ولی نقش وونت به عنوان یک روانشناس تجربی غیر قابل انکار می باشد و در حقیقت او را می توان بانی روانشناسی جدید دانست.
برای آغاز بحث اصلی این نوشته، ابتدا باید تعریفی از علم و به طور خاص علم روانشناسی گفته شود. به طور کلی علم عبارت است از یک سلسله دانش تنظیم شده و طبقه بندی گردیده درباره ی پدیده های جهان. همچنین دانش روان شناسی در باره مجموع وقایع قابل تحقیق که ارتباط با رفتار موجودات زنده دارد مطالعه می کند.
معمولا علوم را بسته به موضوع به دو گروه علوم خالص و علوم اجتماعی تقسیم می کنند. سر دسته ی علوم خالص ریاضیات و سپس علوم دیگر مانند فیزیک – شیمی – زیست شناسی و غیره در زمره ی علوم خالص محسوب می گردند. از میان علوم اجتماعی جامعه شناسی – علوم اقتصادی – تربیتی و فلسفه را می توان نام برد. روان شناسی در سرمد علوم خالص و اجتماعی قرار دارد زیرا از یک جهت رفتار زاییده ی زندگی موجود و در اثر فعالیت دستگاه های بدنی است و چون روانشناسی در حقیقت مطالعه ی علمی رفتار است بنابراین جزء علوم زیستی به شمار می رود. از طرف دیگر رفتار موجودات، بخصوص آدمی تحت شرایط خاص محیطی تجلی می کند، پس روانشناسی را باید در زمره ی علوم اجتماعی نیز قرار داد. علی رغم این کیفیت، توجه به شناخت رفتار در محیط آزمایشگاه و با استفاده از روش های علمی که در سایر علوم خالص منظور می گردد زمینه را برای قرار دادن روانشناسی در جرگه ی علوم خالص مانند زیست شناسی روز به روز فراهم تر می سازد.
یکی از مهمترین هدف های روانشناسی، استفاده علمی از اصول و قواعد و فرضیات نظری در یافتن روش های نوین به منظور گشودن مشکلات و معضلات اجتماعی و فردی است. این وظیفه بر عهده روانشناسان است که در جهان امروز به امور تحقیقاتی – تدریس – خدمات خاص مانند مشاوره – راهنمایی و تشخیص و درمان ناهنجاری های رفتاری اشتغال دارند.
همین وظیفه باعث می شود که حیطه ی فعالیت روانشناسی در جهان امروز بسیار گسترش یابد. امروزه روانشناسی در اکثر علوم زندگی حضور دارد. اصولا پایه علوم زندگی روانشناسی است. علاوه بر علوم زندگی، امروزه روانشناسی در تمام جنبه های زندگی بشری وارد شده است. با نگاهی گذرا به فهرست زیر، قسمتی از گستره ی دانش روانشناسی معلوم می شود:
این فهرست گویای تاثیر روانشناسی بر سایر علوم است. علاوه بر این فهرست که تاثیر مستقیم روانشناسی بر سایر علوم را نشان می دهد، تاثیر روانشناسی بر سایر جنبه های درمانی و ورزشی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی نیز غیر قابل انکار است. پزشکی که روانشناسی نداند هرگز نمیتواند ارتباط مثبتی با بیمارانش بر قرار کند. مددکاری اجتماعی قسمتی از توانایی های درمانی خود را از روانشناسی می گیرد. تاثیر روانشناسی بر علوم ورزشی غیر قابل انکار است. دولت ها با استفاده از یافته های روانشناسی توده حکومت می کنند. هنرمندان از یافته های روانشناسی استفاده کرده به خلق آثار خود می پردازند. و بالاخره اینکه هر روز که می گذرد، در کنار رشد علوم مختلف، نیاز به رشد و اعتلای روانشناسی بیشتر و بیشتر آشکار می گردد. در تهاجم هر دم افزون علوم مختلف به زندگی فردی و خصوصی بشر، به نظر می رسد تنها راه امن و سرپناه، دانش روانشناسی است.
روانشناسی عمومی : سیروس عظیمی
نوشته دانش روانشناسی و ارتباط آن با ساير علوم اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>نوشته پيمان نامه حقوق كودك اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>فکر می کنم همه قبول دارند که بچه ها و بزرگترها خیلی با هم فرق دارند. بزرگترها به خاطر زندگی طولانی تر و تجربۀ بیشتری که دارند، خودشان می توانند از حق وحقوق خود دفاع کنند. اما باید از کوچکترها حمایت بشود؛ تا دیگران نتوانند حقوق آنان را ضایع کنند. ضمن این که حتی از بزرگترها هم برخی اوقات باید مواظبت شود و در مورد خیلی چیزهای مربوط به بزرگترها هم قانون های خاصی نوشته می شود، تا از حقوق آن ها دفاع بشود. پس کودکان نیاز بیشتری دارند تا چنین قوانینی در مورد آن ها نوشته شود. اگرچه در خیلی کشورها در مورد کودکان قوانین متعددی نوشته شده است، اما یک متن جهانی نیز وجود دارد که مخصوصاً برای حمایت از حقوق کودکان نوشته شده است. این متن جهانی که « پیمان نامه حقوق کودک» نامیده می شود، پس از ده سال گفتگو بین کشورهای عضو سازمان ملل در سال 1367 به اجرا درآمد. در حال حاضر از 193 کشور جهان، 191 کشور این پیمان را امضاء کرده اند. جمهوری اسلامی ایران هم در سال 1373 به صورت مشروط این پیمان را امضاء کرد.
همۀ کسانی که با کودکان سر و کار دارند باید با پیمان جهانی حقوق کودک آشنا باشند. شما با آشنایی با پیمان نامۀ حقوق کودک می توانید به دیگران و حتی بزرگترهای خود کمک کنید علاوه بر اینکه به حقوق شما احترام بگذارند، از حقوق شما نیز دفاع کنند.
کودک کسی است که سن او کمتر از 18 سال باشد مگر اینکه در یک کشور سن قانونی کمتر از 18 سال تعیین شده باشد.
کشورهایی که عضو پیمان نامه شده اند، تعهد کرده اند که حقوق کودکان را در همۀ زمینه ها رعایت کنند. یعنی اینکه شما چه پسر باشید چه دختر و از هر نژاد، دین، رنگ و کشوری که باشید حقوق کودک شامل حال شما می شود. حقوق کودک باید بطور یکسان برای کودکان فقیر و ثروتمند و کودکان سالم و معلول رعایت شود.
در هر کاری باید آن چیزی که بیشترین نفع را برای کودک دارد، در نظر گرفت. اگر پدر و مادر شما یا کسی که سرپرستی شما را بر عهده دارد در این مورد کوتاهی کنند، دولت باید از شما حمایت کند.
همۀ دولت های جهان باید برای اجرای پیمان نامۀ حقوق کودک بیشترین تلاش خود را انجام دهند.
در مورد پرورش دادن کودک، دولت(ها) باید به حقوق و مسئولیت های پدر و مادر و یا کسی که سرپرستی کودک را بر عهده دارد، احترام بگذارند.
هر کودک به صورت طبیعی حق دارد که زندگی کند. دولت شما باید زندگی کردن، زنده ماندن و رشد شما را تضمین کند.
هر کودکی حق دارد نام و ملیت مشخص داشته باشد. بلافاصله بعد از به دنیا آمدن، پدر و مادر شما باید برایتان «شناسنامه» بگیرند.
دولت ها باید از هویت کودک که شامل نام، ملیت و پیوندهای خانوادگی می شود، حمایت کنند.
کودک حق دارد که با پدر و مادر خود زندگی کند و کسی نمی تواند او را به زور از پدر و مادرش جدا کند مگر اینکه این جدا کردن، به سود کودک باشد.
4اگر کودکی دور از پدر و مادر خود باشد، حق دارد تا برای پیوستن به پدر و مادرش از یک کشور به کشور دیگر برود یا اگر در کشور دیگریاست، به کشور اصلی خود برگردد.
دولت باید از اینکه پدر و مادر یا کس دیگری کودک را به صورت غیر قانونی به کشور دیگری ببرند، جلوگیری کند.
همۀ کودکان حق دارند افکار خود را بیان کنند. در تمامی مسائلی که به شما مربوط می شود چه در خانه، چه در مدرسه، چه در برابر مسئولین، باید با توجه به رشد فکری و ذهنی شما، به نظراتتان اهمیت لازم داده شود.
هر کودکی حق دارد عقاید خود را آزادانه بگوید. علاوه بر این هر کودکی حق دارد بدون در نظر گرفتن تفاوت ها (مرزها) اطلاعاتی را که می خواهد، به دست آورد.
کودکان هر مذهبی حق دارند تا آزادانه مراسم مذهبی خود را اجرا کنند. در زمینۀ باورهای مذهبی و به جا آوردن اعمال دینی، شما حق دارید از راهنمایی های پدر و مادرتان استفاده کنید و دولت ها نیز به این موضوع باید احترام بگذارند.
کودکان حق دارند که با یکدیگر ارتباط داشته و گروه تشکیل دهند.
هر کودکی حق دارد از حریم شخصی برخوردار باشد. هیچکس نمی تواند بدون اجازۀ شما یا بطور غیر قانونی در امور خصوصی، خانوادگی و نوشته های شما دخالت کند.
همۀ کودکان حق دارند به اطلاعات مناسب دسترسی داشته باشند. شما می توانید از طریق رادیو، تلویزیون، روزنامه و کتاب به اطلاعات دسترسی داشته باشید. این اطلاعات نباید برای شما بد (مضر) باشد.
زندگی با خانواده برای رشد و رفاه کودک بسیار مهم است. پدر و مادر شما هر دو، مسئولیت تربیت، پرورش ومواظبت از شما را بر عهده دارند. دولت هم در این مورد باید به پدر و مادر شما کمک کند.
دولت نباید اجازه دهد پدر و مادر کودک یا سرپرست دیگر با کودک بدرفتاری کنند و برای اینکه جلوی سوء استفاده از کودک گرفته شود، باید کارهای اجتماعی مناسبی انجام دهد.
7دولت ها باید به کودکانی که خانوادۀ خود را از دست داده اند، کمک کنند و جایگزین خوبی برای خانوادۀ کودک پیدا کنند.
درکشورهایی که فرزند خواندگی در آن ها وجود دارد، باید قبول کردن فرزند خواندگی با درنظر گرفتن بهترین منفعت برای کودک صورت بگیرد و در انجام دادن این کار مقام های مناسب و صالح دخالت داشته باشند.
هر کودکی که به ناچار وطن خود را ترک کرده باشد و به یک کشور جدید پناهنده شود، باید در کشور جدید بتواند مثل بقیۀ کودکان زندگی کند. شما چه همراه خانوادۀ خود، چه تنها باشید، در شرایط پناهندگی باید بتوانید از حمایت و مراقبت ویژه برخوردار شوید. اگر شما تنها باشید، سازمان های مربوطه تلاش خواهند کرد تا هرچه سریع تر به خانوادۀ خود ملحق شوید. بطور کلی دولت ها باید با کمک سازمان هایی که در این زمینه کار می کنند، کودکان پناهنده را حمایت کنند.
اگر کودکی معلولیتی دارد، حق دارد از امکانات خاص بهره مند شده و تحت مراقبت های ویژه قرار گیرد. این حق کودکان معلول است که از امکانات خوب آموزشی برخوردار باشند.
هیچ کودکی نباید از دسترسی به مراقبت های بهداشتی و امکانات پیشگیری از بیماری و خدمات پزشکی محروم باشد. در صورت بیماری، شما حق دارید از بالاترین خدمات بهداشتی و درمانی برخوردار شوید. دولت هم باید به گسترش مراقبت ها و آموزش های همگانی بهداشتی، توجه خاصی داشته باشد.
اگر سرپرستی کودکی باید به خانواده ای سپرده شود، دولت موظف است که پس از تحقیق کافی، خانواده ای مناسب برای کودک انتخاب کند و بعد از آن هم به طور منظم شرایط کودک را زیر نظر داشته باشد.
این حق شماست که در تمام دوران کودکی از خدمات بیمۀ اجتماعی برخوردار باشید.
همۀ کودکان حق دارند از شرایط خوب زندگی برخوردار باشند تا شرایط مناسب برای شکوفایی توانایی ها و رشد جسمی، ذهنی، معنوی، اخلاقی و اجتماقی شما فراهم شود.
آموزش حق همۀ کودکان است. این حق شماست ک با توجه به شرایط، امکانات آموزشی خوبی داشته باشید. دولت نیز باید امکان آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همۀ کودکان فراهم کند.
هدف آموزش و پرورش باید رشد دادن شخصیت و توانایی های کودکان آن هم به کامل ترین شکل ممکن باشد. این رشد باید شما را برای داشتن یک زندگی فعال در جامعه ای آزاد، آماده سازد.
کودکان از هر اقلیت، قوم و مذهبی که باشند حق دارند فرهنگ خود را داشته باشند و اعمال مذهبی خود را انجام دهند و به زبان مادری خود صحبت کنند.
هر کودکی حق بازی و تفریح دارد. شما حق دارید از فرصت های برابر و مناسب برای شرکت در فعالیت های فرهنگی، هنری، ورزشی و تفریحی برخوردارباشید.
هیچکس حق ندارد کودکان را مجبور به کارهایی کند که رشد و سلامت آن ها را تهدید کند. دولت ها وظیفه دارند حداقل سن و شرایط کار کودکان را تعیین کنند.
کودکان باید حمایت شوند تا در معرض استفاده از مواد مخدر قرار نگیرند و یا در تولید و توزیع این مواد مشارکت داده نشوند.
دولت ها وظیفه دارند از کودکان حمایت کنند تا کسی از آن ها سوء استفاده جنسی نکند.
هیچ کس حق ندارد کودکان را بدزدد یا آن ها را مورد خرید و فروش قرار دهد. دولت باید کارهای لازم را برای جلوگیری از دزدیده شدن کودکان یا خرید و فروش آن ها انجام دهد.
کودک باید در مقابل هرگونه بهره کشی که سلامت و رشد او را به خطر می اندازد، مورد حمایت و محافظت قرار گیرد.
هیچ کودکی نباید شکنجه شده و یا بصورت غیر قانونی بازداشت شود. با هیچ کودکی هم نباید به صورت ستمگرانه رفتار کرد. اعدام کردن کودکان یا زندانی کردن آن ها برای تمام عمر، باید از بین برداشته شود.
هیچ کودک زیر 15 سال نباید در جنگ شرکت کند. دولت ها باید در زمان جنگ از کودکان مراقبت کرده و آن ها را حمایت کنند.
اگر کودکان از جنگ، بدرفتاری و استثمار آسیب دیدند، دولت ها موظف هستند که از آن ها مراقبت کرده و آن ها را حمایت کنند.
اگر کودکی به قانون شکنی متهم شد، تا وقتی که گناهکاری او طبق قانون ثابت نشده است، باید بی گناه فرض شود. با این گونه کودکان باید به صورت مناسب رفتار شود و به آن ها به صورت قانونی مشورت داده شود. در نهایت این که تا حد امکان باید از مجازات شدید آن ها خودداری کرد.
اگر بعضی قوانین داخلی یا بین المللی کشورها برای تحقق حقوق کودک بهتر و مفیدتر باشد، باید آن قوانین را اجرا کرد، هر چند که با این پیمان نامه متفاوت باشد.
دولت ها موظفند از راه های گوناگون، پیمان نامۀ حقوق کودک را بین کودکان و بزرگترها ترویج داده و همگان را با محتوای این پیمان نامه آشنا کنند.
نوشته پيمان نامه حقوق كودك اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>نوشته درباره مددکاری اجتماعی اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>هر علمی در دنیا تاریخچه یا پیشینه ای دارد. مددکاری اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست . عرضه خدمات مددکاری و دستگیری از نیازمندان و سرپرستی ایتام و سالمندان و از کارافتادگان و معلولان از زمان تشکیل جامعه بشری وجود داشته است . در همه ی ادیان و مذاهب به اشکال مختلف به مسأله توجه شده است.
در ایران از گذشته های دور مردم رسیدگی به نیازمندان و در راه ماندگان را سرلوحه کار خود قراردادند و از هر فرصتي براي كمك به نيازمندان استفاده مي كردند.
دکتر محسن قندی در کتاب خود به شرح واقعه ای در این زمینه می پردازد که با اندکی تغییر در پی می آید:
“در سال 1326 هـ.ش (1947میلادی) در روستای عزآباد ، 36 کیلومتری یزد، از شکاف دیواری وقف نامه ای به زبان عربی مربوط به قرن هفتم هجری کشف شد که پانزده سال بعد در سال 1341 در 209 صفحه در تهران به نامه «جامع الخیرات» انتشار یافت.
واقف این وقف نامه سیدرکن الدین محمد از بزرگان یزد بوده است.
سیدرکن الدین شرح وظایف چگونگی رسیدگی و کمکهای اساسی به امور بیماران و سایر مستمندان را در جامع الخیرات یاد کرده است . به عنوان نمونه اگر کوزه ی آب «کودکان سقا» که در رهگذر آب می فروخته و یا برای مردم به منازل آنان می برده اند و دستمزد می گرفته اند ، بشکند، از وجه خاصی باید برای آنها کوزه تهیه کرد تا بر اثر تهیدستی دست از کوشش بر ندارند و به گدایی و ولگردی روی نیاورند.”
تعریف مددکاری اجتماعی
دکتر قندی در کتاب مددکاری اجتماعی این حرفه را چنین تعریف کرده است: «مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و مهارتهای خاصی قرار گرفته است . هدف از آن کمک به افراد، گروهها یا جامعه است تا بتوانند استقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را به دست آورند.»
پرلمن ضمن اینکه معتقد است مددکاری اجتماعی رویدادی زنده است و به این دلیل نمی توان آن را به تعریفی ساده محدود کرد، این تعریف را ارائه می کند: «مددکاری اجتماعی فعالیت و شیوه ای است که برخی از موسسات رفاهی آن را به مراجعان خود عرضه می دارند و به آنان یاری می دهند تا با کارآیی بیشتر با مشکلاتی که در انجام دادن کار و وظایف اجتماعی خود با آن روبه رو شده اند مقابله کنند.»
کثرت تعریف هایی که از مددکاری اجتماعی به دست داده شده است ، جمع همه آنها و ارائه تعریف جامع را دشوار می کند.
از سوی دیگر تحولات سریع و پیچیده دنیای کنونی و تنوع مشکلات و نیازها و افرادی که از خدمات این حرفه استفاده می کنند خود مانعی در ارائه تعریف دقیق است.
اما آنچه مسلم است این است که مدکاری اجتماعی حرفه ای است مبتنی بر دانش و مهارت و هدف. در مددکاری اجتماعی دستیابی به استقلال نسبی مهم است . یعنی وظیفه مددکاری اجتماعی این است که با استفاده از تواناییهای گروه هدف و منابع موجود در جامعه، زمینه ایجاد استقلال نسبی آنان را فراهم کند تا بتوانند بدون نیاز به حمایت و کمک مستمر دیگران به زندگی سالم خود ادامه دهند و به اصطلاح «سربار» نباشند.
یکی از عمده ترین گروههای هدف مددکاری اجتماعی در ایران زنان سرپرست خانوار هستند با یکی از این خصوصیات:
سرپرستی زنان در خانوار ممکن است دائم باشد یا موقت. از میان زنان سرپرست خانوار کسانی برای دریافت کمک مالی و جلب حمایت به موسسات رفاهی و حمایتی مراجعه می کنند که نیازمند باشند. در حال حاضر این افراد بیشترین گروه هدف مدکاری اجتماعی هستند .
زنان سرپرست خانوار که نیازمند نیستند ممکن است به واحدهای مددکاری برای مساعدت مالی مراجعه نکنند.
تحلیل وضع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی زنان سرپرست خانوار از جمله وظایف مددکاری اجتماعی است. همچنین شناسایی و دسته بندی مشکلات و نیازهای آنان.
فراهم کردن زمینه ی ارتقای شاخصهای توسعه انسانی در زنان سرپرست خانوار از جمله سواد، درآمد، بهداشت، دسترسی به آب سالم، اوقات فراغت، مسکن، افزایش روزانه کالری و در صورت نیاز زمینه دریافت مستمری ماهانه.
نکته ای که باید مد نظر مددکاران اجتماعی باشد این است که با شروع پرداخت مستمری کار را پایان یافته تلقی نکنند و باید تلاش کنند تا زمینه ی استقلال نسبی آنان فراهم آید.
البته ممکن است خانواده هایی باشند که بنا به علل مختلف شرایط بازتوانی را نداشته باشند که آنان را اصطلاحاً غیر قابل بازتوان می گویند.
تشکیل گروههای همیار از زنان سرپرست خانوار به منظور مشارکت آنان برای کمک به یکدیگر که این امر در افزایش اعتماد به نفس زنان و شناخت تواناییها و استعدادها و کاهش وابستگی آنها به موسسات مددکاری نیز موثر است یکی از فعالیتهای مددکاران در سازمان بهزیستی می باشد.
آنچه ذکر شد فقط قسمتی از وظایف مددکاران اجتماعی است و مددکاران اجتماعی می توانند متناسب با مشکلات هر یک از آنان اقداماتی انجام دهند. مهم این است که آنان باید تلاش کنند تا در کوتاهترین زمان و به بهترین شکل زمینه استقلال مراجعان را فراهم کنند.
سازمانهایی که در حال حاضر در کشور ما به این گروه از زنان یاری می رسانند عبارتند از : سازمان بهزیستی کشور ، کمیته امداد امام خمینی، جمعیت هلال احمر، انجمن حمایت از زندانیان و موسسات خیریه و هیئت امنایی.
منابع :
پرلمن ؛ هلن هریس، مددکاری اجتماعی، ترجمه پریوش منتخب ، تهران ، 1371 ، شرکت سهامی
قندی ، محسن ، مددکاری اجتماعی، تهران ، 1380 ، انتشارات عطایی
موسوی چلک ، حسن ، مددکاری با فرد، تهران ، 1383 ، سمت
نوشته درباره مددکاری اجتماعی اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>