نوشته کودکان خیابان و نقش مددکاران در برخورد با آنها اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>شهری شدن مدرن با انقلاب صنعتی شکل می گیرد. در این دوره احداث کارخانه ها در اطراف شهر سیل مهاجرت روستائیان به شهرها را در پی دارد که ریخت جمعیتی شهرها را دچار تغییر و دگرگونی می کند. از سوی دیگر انقلاب صنعتی با تولید انبوه به مصرف کنندگانی نیاز دارد تا با خرید تولیداتش چرخ کارخانه همچنان در گردش باشد و به این ترتیب انقلاب صنعتی با شکوفایی تولید صنعتی، ساخت شهرها را دگرگون می سازد و سازمان اجتماعی را تغییر می دهد. این تغییر در روابط درونی شهرها نیز بروز می کند.

Street.Children یــکی از دگــرگــونی هایی که انقــلاب صنعتی در سـاخـت شـهرهـا پـدیـد آورد، تبدیل قسمت هایی ازشهر به « حاشیه » و پدید آمدن « حاشیه نشینی » بود. مهاجرین روستایی برای کار در کارخانه ها و کسب درآمد بیشتر به شهرها هجوم آوردند و کسانی که بیکار ماندند و یا مهارت کافی نداشتند و فاقد درآمد بودند به حاشیۀ شهرها رانده شدند و حاشیه نشینی به وجود آمد.
تعاریفی که از کودکان خیابانی عنوان شده است، با توجه به کشورها و فرهنگ های مختلف متفاوت است. اما به طور کلی تمام این تعاریف دارای سه جزء مشترک می باشند:
یکی از تعاریف کودکان خیابانی که می تواند مورد استناد قرار بگیرد، تعریفی است که صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) Unisef در سال 1997 ارائه کرد. در این تعریف آمده است: «کودکان خیابانی به کودکانی اطلاق می گردد که در شهرهای بزرگ برای ادامۀ بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابان ها هستند. » هر چند این تعریف ایراداتی دارد و لیکن با توجه به همین تعریف، یونیسف این کودکان را تحت چهار گروه اصلی مشخص می کند:
در علوم اجتماعی تعریف واحدی از کودک خیابانی وجود ندارد. موسسه های درگیر در مسائل کودکان، تعداد کودکان خیابانی را بر مبنای اینکه چه تعداد از آنها در خیابان می خوابند و میزان ارتباط و تماس آنها با خانواده هایشان و اینکه چقدر از طرف خانواده حمایت می شوند، مشخص می نماید. براین اساس کودکان خیابانی به دو دسته تقسیم می شوند:
Street.Childrenکودک در خیابان معمولاً در طول روز در خیابان است و شب ها به خانه برمی گردد. این گروه از کودکان اغلب برای کمک معاش خانوادۀ خود به « مشاغل کوچک » مشغولند و گاهی نیز بیکار هستند. این کودکان در واقع

کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد در خیابان کار می کنند، ممکن است میزان ارتباط این کودکان با خانواده روزانه، یا در حد چند بار در سال باشد، اما احساس تعلق به خانواده در این کودکان وجود دارد.
این بخش، با کودکان کار برخاسته از خانواده های فقیر نزدیکی زیادی دارند و در واقع آن بخش از کودکان کاری که به مشاغل خیابانی می پردازند جزء این دسته از کودکان هستند. این کودکان ممکن است به مدرسه دسترسی نداشته باشند اما ارتباط خود را با خانواده حفظ نمودهاند و میزان نابهنجاری و آسیب پذیری آنها کمتر است. تعداد این گروه کودکان، خیلی بیشتر از گروه کودکان خیابانی است.
به اعتقاد بعضی از محققان هنگامی که از کودک خیابانی در معنای دقیق یا صریح کلمه سخن می گوئیم منظور کودکان خیابان هستند و تصور غالب نیز از کودکان خیابانی همین است.
این گروه کودکان، بخش کوچکتری از کودکان خیابانی را تشکیل می دهند، اما مشکلات پیچیده تری دارند. برای این کودکان، خیابان به منزلۀ خانه است و دیگر افراد خیابانی برای آنها حکم خانواده را پیدا می کنند. این کودکان یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده به دلیل مسائل مختلف از جمله کودک آزاری، زندگی در خیابان را امن تر از زندگی در خانه می دانند.
کودکان رها شده و کودکان طرد شده و کودک فراری نیز گاه به عنوان گروهی مجزا مطرح می شوند.
پدیدۀ کودکان خیابانی در شهرهای ایران نیز مانند اکثر شهرهای جهان به وجود آمده و در حال رشد است. این پدیده در قالب تکدی گری از قرن ها پیش در ایران وجود داشته است. در زمان آل بویه، گدایان در بغداد تشکیلات عظیم و گسترده ای داشتند. در دوران قاجار به علت فقر و جهل عمومی تکدی گری و ولگردی به اوج خود رسید. نگرانی از کودکان بی سرپرست و سرراهی و بدون مکان موجب گردید که قانونگذار ایران در تاریخ 12 خرداد 1286 شمسی، نگهداری از اطفال بی سرپرست و سرراهی را به بلدیه « شهرداری » واگذار نمود. در حال حاضر تعداد کودکان خیابانی را در تهران 35 هزار نفر و در سطح کشور یک میلیون و دویست هزار کودک تخمین می زنند.
مددکاران اجتماعی در کنار وظایف و فعالیت های طبقه بندی شدۀ خود، در خصوص کودکان خیابانی و در کل افراد بیخانمان، می توانند در 2 نقش ظاهر شوند:
نوشته کودکان خیابان و نقش مددکاران در برخورد با آنها اولین بار در کلینیک مهر آذر. پدیدار شد.
]]>